قهوه تلخ
جواب سلام رو که آروم میده می فهمم خبریه. تمام راه ساکته .حتی به راننده هایی که بی هوا جلوی ماشین سبز میشن کاری نداره.
فقط ساکته
ساکت
و من
...نگران شکسته شدن این سکوت
نوشته شده در جمعه 25 آذر1390ساعت
22:40 توسط یاغیش| |
یه زمانی اینجا پر بود از بحث و نظر و جدل و تشویق و ...
قهوه تلخم تلختر از قبل شده. احتمالا" یه تغییرات اساسی بخوام بهشش بدم.
یکی اینکه چون درگیر نوشتن پروپوزالم هستم بخوام اینجا رو سیاسی کنم. خب آخه رشته من روابط بین الملل هستش و بین ۳ تا موضوع درگیرم. نوشتنشون اینجا باعث میشه تلاش بیشتری بکنم. هرچند که این سه تا موضوع فقط در ذهن من هستند و دریغ از یک صفحه تحقیق...
شاید هم این صفحه رو کاملا" ببندم.
یه زمانی اینجا رو خیلی دوست داشتم. بخاطر داشتنش هم مقاومت کردم اما حالا درگیر زندگی ماشینی شدم. یادش بخیر می خواستم داستان بلند بنویسم.
وای که چقدر عصرهای پنجشنبه دوست داشتنیه
نوشته شده در پنجشنبه 24 آذر1390ساعت
17:56 توسط یاغیش| |
| Design By : Night Melody |

